مکافاتِ من

خرید بک لینک

مدتی ست کتابِ "جنایات و مکافات" داستایوفسکی رو خریدم و شروع کردم. اما دریغ

از ذره ای اشتیاق برای ادامه دادن. اما چون چهل و شش هزارتومان بابتش پول داده

بودم دلم نمی امد تمامش نکنم. محمدرضا شعبانعلی می گوید وقتی برای چیزی

پول میدهد حتما باید استفاده ی کامل را از آن ببرد. اما من یا خیلی تنبلم یا پول

برایم بی ارزش است که حوصله ی ادامه ی این کتاب را ندارم. البته نکته ی دیگر

اینکه من آدمِ مهمی چون او نیستم که بخواهم مثل اون رفتار کنم. در واقع چون

مثلِ او رفتار نمی کنم مثلِ او مهم و به درد بخور نیستم. او اگر امروز به جایی

رسیده به عرق جبین بوده نه به استراحت و بیخیالی.

بگذریم خواستم به خودم بگویم دختر جان تو خودت هستی و مه هیچ کسِ دیگر و

در خیلی از مواقع دلت نمی خواهد مثلِ دیگران رفتار کنی چون اولویت های آنها

اولویت های تو نیست. پس لازم نیست خودت را اسیر و عبیر کنی که تا این یکی

را تمام نکردم به سراغِ دیگری نمی روم. ممکن است پول و انرژی و زمانِ زیادی

را صرف آن کتاب کرده باشی و حالا حس کنی همه اش بیهوده بوده ام استهلاک

و خستگی روانی ای که از به خاطر تمام نکردن و دوست نداشتنِ کتاب به خودت

تحمیل میکنی ماجرای ناپسندی ست. هدفی که در پسِ کتاب خواندن های

بی وقفه ی آقای ایکس است با هدفِ تو شاید زمین تا آسمان فرق داشته باشد.

هدف های او رفتارهایش را شکل میدهند. حال آنگه دلیلی نمبینم رفتار های او

تعیین کننده ی رفتارهای تو هم باشند وقتی هدف هایتان باهم بسیار متفاوت

است. با شناختی که من از تو عزیزترینم دارم می دانم که کتابهای نیمه کاره ات

بیشتر از اینکه بخواهند مشوقی برای انگیزه مند شدن و ادامه دادنت باشند

بیشتر عاملِ درجا زدن و عقب ماندنت می شوند، دقیقا به سانِ زنجیری به پاهایت

تو را در جزیره ی ناشناخته ای دربند نگه می دارند در حالی که چشم اندازهای

چشم نوازِ دور و دست نایافتنی خون به دلت کرده اند. همین که میایی قدمی رو

جلو برداری خودت را محبوس و زندانیِ زنجیرِ کمال طلبی ات می یابی...

مکافاتِ من...

ما را در سایت مکافاتِ من دنبال می‌کنید

برچسب: مکافاتِ, نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 13:10

صفحه بندی